الشيخ رسول جعفريان

181

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

مخالفت امام حسين عليه السّلام با خلافت يزيد پس از هلاكت معاويه در رجب سال شصت ، يزيد طبق قرار قبلى به خلافت رسيد . اين خبر هنوز به مدينه نرسيده بود كه يزيد همهء كوشش خود را صرف گرفتن بيعت از مخالفينى كرد كه مخالفتشان مىتوانست شورشى عليه او برپا كند . « 1 » يزيد به وليد بن عتبة بن ابى سفيان ، والى خود در مدينه ، نوشت تا بسرعت از عبد الله بن زبير و حسين بن على بيعت بگيرد . مروان ، وليد را نيز واداشت تا همان شب در پى آنها فرستاده و اگر بيعت نكردند ، همان جا گردنشان را بزند ، چرا كه به نظر او گذشتن آن شب فرصتى بود تا آنها سر به مخالفت برداشته و مردم را به سوى خود دعوت كنند . « 2 » هنگامى كه پيام‌آور والى مدينه نزد امام حسين عليه السّلام آمد ، امام متوجه مرگ معاويه گرديد . لذا جمعى از ياران و نزديكان را به طور مسلح همراه خود به قصر آورد تا در صورت وجود خطر ، مانع از كشتن امام شوند . امام در برابر درخواست وليد به بيعت با يزيد ، فرمود كه شخصى چون او نمىبايست در خفا بيعت كند ، بلكه بايد در ملأ عام و در مسجد بيعت كند . وليد پذيرفت ، اما مروان با جملات تهديدآميزى سعى كرد وليد را تحريك بر دستگيرى امام كند . امام نيز با تندى به مروان ، و در حالى كه از اتاق خارج مىشود ، رو به وليد كرد و فرمود : أيّها الأمير ! إنا أهل بيت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائكة و محطّ الرحمة و بنا فتح الله و بنا ختم و يزيد رجل فاسق شارب خمر ، قاتل النفس المحرمة معلن بالفسق و مثلى لا يبايع مثله ، اى امير ! ما اهل بيت نبوت ، معدن رسالت ، محل رفت و آمد ملائكه و جايگاه رحمت هستيم . خداوند با ما آغاز كرده و به ما خاتمه داده است . يزيد مردى فاسق و شراب‌خوار و قاتل نفوس محترم بوده و كسى است كه علنا به فسق مىپردازد و شخصى چون من با چون او بيعت نخواهم كرد . در آن مجلس بود كه امام پس از اصرار مروان در گرفتن بيعت فرمود : اگر قرار باشد كه يزيد سر كار آيد بايد فاتحهء اسلام را خواند : « و على الإسلام السلام » . آن حضرت با

--> ( 1 ) . اخبار الطوال ، ص 227 ( 2 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 11